ترجمه "ropucha" به فارسی
غوک, وزغ, وزغها بهترین ترجمه های "ropucha" به فارسی هستند.
ropucha
noun
feminine
دستور زبان
herp. płaz lądowy z gruczołami jadowymi; [..]
-
غوک
noun -
وزغ
nounWiesz, co dzieje się z ropuchą kiedy trafi ją piorun?
نميدوني چه بلايي سر يه وزغ مياد وقتي با آذرخش برخورد کنه ؟
-
وزغها
A ja więcej ropuch.
و منم وزغها رو میفرستم
-
وزغان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ropucha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ropucha"
عباراتی شبیه به "ropucha" با ترجمه به فارسی
-
بوفو بوفو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن