ترجمه "rozgrzeszenie" به فارسی

آمرزش گناه, تبرئه, بخشايش بهترین ترجمه های "rozgrzeszenie" به فارسی هستند.

rozgrzeszenie noun Noun neuter دستور زبان

rel. oczyszczenie z grzechów, odpuszczenie grzechów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمرزش گناه

    za coś więcej niż rozdział I, za moralne rozgrzeszenie.

    بیشتر ازفقط فصل اول، با دیدگاه آمرزش گناه اخلاقی به آن نگاه کنیم.

  • تبرئه

    noun

    Idźże i powiedz teraz mojej matce, że naraziwszy się na gniew rodzica, poszłam do celi ojca Laurentego odprawić spowiedź i wziąć rozgrzeszenie.

    برو بگو بانوي من رفته پدرت رو مي رنجوني لورنس اعتراف کرد و تبرئه شد

  • بخشايش

  • ترجمه های کمتر

    • بخشش
    • برائت
    • عفو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rozgrzeszenie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rozgrzeszenie"

عباراتی شبیه به "rozgrzeszenie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rozgrzeszenie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه