ترجمه "senator" به فارسی
سناتور ترجمه "senator" به فارسی است.
senator
Noun
noun
masculine
دستور زبان
członek izby wyższej parlamentu (senatu) [..]
-
سناتور
nounKtórzy z pewnością przyjęliby zaproszenie od córki senatora Albiniusa.
وقتي دختر سناتور آلبينيوس دعوت بشه بقيه با کله ميان.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " senator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Senator
Członek senatu [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Senator" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Senator در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "senator" با ترجمه به فارسی
-
رویای زن ماهیگیر
-
خواب زمستانی
-
تابستانخفتگی · تابستانخوابی · تابستانگذراني
-
خواب غیر شفاف
-
سون یات سن
-
خواب
-
کیم ایل سونگ
-
خواب زمستانی · زمستانخوابی · زمستانگذرانی طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن