ترجمه "senior" به فارسی
شهروندان سالخورده, جمعيت سالخورده, سالخورده بهترین ترجمه های "senior" به فارسی هستند.
senior
noun
masculine
دستور زبان
starsza osoba (wiekiem lub rangą) [..]
-
شهروندان سالخورده
-
جمعيت سالخورده
-
سالخورده
noun
-
ترجمه های کمتر
- سالمند
- فرد مسن
- مسن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " senior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "senior" با ترجمه به فارسی
-
اسقف بازنشسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن