ترجمه "serum" به فارسی

خونابه, سرم بهترین ترجمه های "serum" به فارسی هستند.

serum noun neuter دستور زبان

kosmet. fryz. skoncentrowany preparat kosmetyczny lub leczniczo-kosmetyczny o lekkiej konsystencji [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونابه

    noun

    Jesteś pewna, że serum nas ochroni?

    مطمئني که اون خونابه از ما محافظت مي کنه ؟

  • سرم

    noun

    Chcę żebyś był tam, kiedy będzie mu wstrzykiwane serum.

    مي خوام زماني که سرم بهش تزريق ميشه اونجا باشي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "serum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "serum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه