ترجمه "soda" به فارسی

جوش شیرین, سودا, کربنات سدیم بهترین ترجمه های "soda" به فارسی هستند.

soda Noun noun feminine دستور زبان

chem. nazwa zwyczajowa węglanu sodu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوش شیرین

    noun
  • سودا

    noun

    Ktoś przychodzi, siada przy fontannie, zwraca się o sody.

    يکي مياد تو ، مي شينه رو چارپايه ، يه سودا مي خواد.

  • کربنات سدیم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "soda"

عباراتی شبیه به "soda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "soda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه