ترجمه "sojusz" به فارسی

اتحاد, متحدین بهترین ترجمه های "sojusz" به فارسی هستند.

sojusz noun masculine دستور زبان

porozumienie o wzajemnym wsparciu w sytuacji konfliktu (zwłaszcza zbrojnego); [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحاد

    noun

    Królestwa zdobywa się w walce, imperia powstają dzięki sojuszom.

    پادشاهی ها با پیروزی توسط ارتش به وجود میان ، ولی امپراطوری ها با اتحاد.

  • متحدین

    Judzcy dygnitarze chełpią się, iż sojusze polityczne zabezpieczą ich przed klęską.

    ( اِشَعْیا ۲۸:۱۴، ۱۵ ) رهبران یهودا با غرور مدعیاند که متحدین سیاسیشان عامل پیروزی آنان خواهند بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sojusz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sojusz

Sojusz (Islandia)

+ اضافه کردن

"Sojusz" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sojusz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sojusz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sojusz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه