ترجمه "sok" به فارسی

میوِه, آبمیوه, آب میوه بهترین ترجمه های "sok" به فارسی هستند.

sok noun masculine دستور زبان

napój robiony z owoców, czasem również z warzyw; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میوِه

    noun
  • آبمیوه

    ale zamiast wyciskać nim sok, trzymam go w przedpokoju.

    اما من آن را گذاشتم دم در، نه اینکه باهاش آبمیوه بگیرم!

  • آب میوه

    noun

    I jajka od kur z wolnego wybiegu. I sok z miąższem.

    و همینطور تخم مرغ های اورگانیکِ مرغ های آزاد و آب میوه ی با پالپ

  • ترجمه های کمتر

    • افشره
    • شیره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sok " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

SOK abbreviation noun masculine feminine دستور زبان

= Straż Ochrony Kolei; [..]

+ اضافه کردن

"SOK" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SOK در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sok"

عباراتی شبیه به "sok" با ترجمه به فارسی

  • شیره نیشکر
  • آب گوجه فرنگی
  • اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
  • آب انگور
  • اسید معده
  • آب آناناس
  • اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
  • اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
اضافه کردن

ترجمه های "sok" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه