ترجمه "sowa" به فارسی

جغد, بوف, جغدها بهترین ترجمه های "sowa" به فارسی هستند.

sowa noun feminine دستور زبان

ornit. drapieżny ptak z rzędu Strigiformes, o dużej głowie i oczach umieszczonych z przodu, polujący nocą; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جغد

    noun

    Oto dowody, że żywi się tutaj sowa futro, kości i pióra.

    جغد قسمت هاي اضافي از غذايي رو که خورده بالا مياره.

  • بوف

    noun
  • جغدها

    noun

    Zahipnotyzowali inne sowy i traktowali je jako swoich niewolników.

    اونا بقيه جغدها رو با ماه محسور مي کردند و اونا رو برده خودشون مي کردند.

  • بوفها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sowa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sowa Proper noun noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Sowa" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sowa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sowa"

عباراتی شبیه به "sowa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sowa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه