ترجمه "sowy" به فارسی
جغد, جغد بهترین ترجمه های "sowy" به فارسی هستند.
sowy
noun
syst. ornit. Strigiformes, rząd ptaków z infragromady ptaków neognatycznych; [..]
-
جغد
nounOto dowody, że żywi się tutaj sowa futro, kości i pióra.
جغد قسمت هاي اضافي از غذايي رو که خورده بالا مياره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sowy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sowy
-
جغد
nounrząd ptaków
• Sowa ujrzana w dzień to zły omen
• دیدن جغد در روز آفتابی شگون ندارد.
عباراتی شبیه به "sowy" با ترجمه به فارسی
-
بوف · بوفها · جغد · جغدها
-
جغد برفی
-
جغد تالابی
-
جغد شاهینی شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن