ترجمه "spać" به فارسی
خوابیدن, غنودن, خوابيدن بهترین ترجمه های "spać" به فارسی هستند.
spać
verb
دستور زبان
fizj. być w stanie snu, charakteryzującym się spowolnionymi funkcjami organizmu i obniżonym poziomem świadomości [..]
-
خوابیدن
Verb verbOto dizajnerzy, którzy próbują zrozumieć, jak to jest spać w ograniczonej przestrzeni w samolocie.
اینا چند تا طراح هستن که می خوان بفهمن خوابیدن در فضایی محدود در هواپیما چه حسی داره.
-
غنودن
verb -
خوابيدن
Dotarło do mnie, że prościej będzie spać w wannie.
به اين نتيجه رسيدم که تو وان حموم خوابيدن از اينجا راحت تره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spać " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spać"
عباراتی شبیه به "spać" با ترجمه به فارسی
-
زیبای خفته
-
زیبای خفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن