ترجمه "spacer" به فارسی
قدم زنى, پیادهروی, گردش بهترین ترجمه های "spacer" به فارسی هستند.
spacer
noun
masculine
دستور زبان
niespieszne chodzenie bez konkretnego celu, dla przyjemności [..]
-
قدم زنى
-
پیادهروی
Osobę, która straciła współmałżonka, warto zaprosić na zwykły posiłek lub wspólny spacer.
همچنین میتوانیم همسر داغدیده را به صرف غذایی ساده یا به پیادهروی دعوت کنیم.
-
گردش
nounJak wyprowadzanie na spacer 150 naprawdę głupich psów.
مثل اين مي مونه که 150 تا سگ واقعأ احمق رو ببري گردش.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spacer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spacer" با ترجمه به فارسی
-
راهپیمایی فضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن