ترجمه "statysta" به فارسی

بیننده, تماشاچی, تماشاگر بهترین ترجمه های "statysta" به فارسی هستند.

statysta noun masculine دستور زبان

odtwórca ról podrzędnych (zwykle niemych) w scenach zbiorowych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیننده

    noun
  • تماشاچی

    noun
  • تماشاگر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " statysta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Statysta
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاهیلشکر

اضافه کردن

ترجمه های "statysta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه