ترجمه "statystyk" به فارسی

آماردان, آمارگر, دبیر بهترین ترجمه های "statystyk" به فارسی هستند.

statystyk noun masculine دستور زبان

pracownik GUS-u [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آماردان

    Jako statystyk chcę, żeby ludzie pokazywali mi dane, żebym sama mogła decydować.

    به عنوان یک آماردان، از مردم می خوام که به من داده ها رو نشون بدن تا بتونم خودم تصمیم بگیرم.

  • آمارگر

    noun
  • دبیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " statystyk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "statystyk" با ترجمه به فارسی

  • آمار توصیفی
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • آمار · آماره · امار · اماره · رقم
  • آمار ناپارامتری
  • تحليل مولفه (آمار)
اضافه کردن

ترجمه های "statystyk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه