ترجمه "stygmat" به فارسی

استیگماتا, داغ بهترین ترجمه های "stygmat" به فارسی هستند.

stygmat Noun noun masculine دستور زبان

przen. piętno, znamię, oznaka [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استیگماتا

    Chrystusowe rany na dłoniach i stopach mistyków

  • داغ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stygmat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stygmat"

اضافه کردن

ترجمه های "stygmat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه