ترجمه "styl" به فارسی
اخلاق, ادب, روش بهترین ترجمه های "styl" به فارسی هستند.
styl
noun
masculine
دستور زبان
sposób wyrażania się; sposób mówienia, pisania; [..]
-
اخلاق
nounTen chciwy świat wkrótce przeminie, a wraz z nim zniknie obliczony na pokaz, materialistyczny styl życia, egoizm i wypaczone normy moralne.
(یعقوب ۱:۲۱) این دنیای طماع، به همراه سبک زندگی نمایشی، مادیگرایانه و خودخواهانه و همینطور اخلاق مبتذل خود، درگذر است.
-
ادب
noun -
روش
nounIm więcej ludzi przenosi się do miast, tym bardziej Świat przyjmuje zachodni styl odżywiania się.
همانطور که به شهرها مهاجرت میکنیم، جهان در حال اتخاذ روش تغذیه غربی است.
-
ترجمه های کمتر
- قسم
- مد
- نوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " styl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "styl" با ترجمه به فارسی
-
عبارت مصطلح
-
سبک پاراگراف
-
سوزن
-
شنای پروانه
-
شنای پروانه
-
انواع مدیریت
-
سبک متحرک
-
سبک پایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن