ترجمه "syrena" به فارسی

سیرن, آژیر, افسون گر بهترین ترجمه های "syrena" به فارسی هستند.

syrena noun feminine دستور زبان

mit. stworzenie mityczne, początkowo pół kobieta, pół ptak, później pół kobieta, pół ryba; także bohaterka baśni i legend; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیرن

    Masz na myśli, kiedy będzie ukrywał swoje dzieci przed syrenami.

    منظورت وقتیه که داره بچه هاش رو از دست سیرن ها مخفی می کنه

  • آژیر

    noun

    Gdy zawyją syreny, możemy ze wszystkim nie zdążyć.

    آره ، اما وقتی صدای آژیر میاد ممکنه وقت کافی نباشه تا وان و سینک رو پر کنیم.

  • افسون گر

    noun
  • نهنگ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syrena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Syrena noun

mot. marka polskiego samochodu osobowego i dostawczego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آژیر قرمز

  • پری دریایی

    "Hej, spójrz! Syrena wyłoniła się z bagna. Ja cię...!

    «اه نگاه! پری دریایی از باتلاق اومد بیرون. اه پسر!

تصاویر با "syrena"

اضافه کردن

ترجمه های "syrena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه