ترجمه "taras" به فارسی
تراس, پادگانه بهترین ترجمه های "taras" به فارسی هستند.
taras
noun
masculine
دستور زبان
archit. otwarta przestrzeń użytkowa budynku; [..]
-
تراس
nounPłomienie szalały, powietrze wypełniał dym i wyglądało na to, że zaraz zapali się nasz drewniany taras.
شعلهها درحال زبانه کشیدن بودند، دود در هوا پرشده بود و انگار تراس چوبی ما آتش گرفته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taras " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taras
noun
masculine
Taras (architektura)
-
پادگانه
تصاویر با "taras"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن