ترجمه "Taran" به فارسی
دژکوب, دژکوب, چکش تیرکوب بهترین ترجمه های "Taran" به فارسی هستند.
Taran
-
دژکوب
Curtisie Holcie, widziałeś Taran?
کرتيس هالت " تو دژکوب رو نديدي ؟ "
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Taran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
taran
Noun
noun
masculine
دستور زبان
hist. wojsk. machina oblężnicza z ciężką kłodą do kruszenia murów i rozbijania bram; [..]
-
دژکوب
nounByć może taran albo drabinę.
دژکوب شايد ، يا نردبون
-
چکش تیرکوب
noun -
راک
noun -
سكو
تصاویر با "Taran"
عباراتی شبیه به "Taran" با ترجمه به فارسی
-
جک هیدرولیک
-
اهرمهاي هیدرولیک · سازههای هیدرولیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن