ترجمه "Tar" به فارسی
تار, تار بهترین ترجمه های "Tar" به فارسی هستند.
Tar
-
تار
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tar
noun
masculine
D. lm od: tara
-
تار
adjective noun
عباراتی شبیه به "Tar" با ترجمه به فارسی
-
كوكويام · كوكويام (گوشفيل) · گوشفیل
-
آرد گوشفيل
-
دوره زماني گير انداختن
-
گير انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن