ترجمه "tarta" به فارسی
تارت, تارت بهترین ترجمه های "tarta" به فارسی هستند.
tarta
Noun
noun
feminine
دستور زبان
kulin. cuk. niewysokie ciasto na kruchym spodzie, na którym kładzie się nadzienie słodkie (owoce lub konfitury) lub słone (rybę, warzywa, wędlinę itp.); [..]
-
تارت
Okazalo sie, ze tarta to cos wiecej niz ciastko z budyniem!
معلوم شد " تارت " مثل يه کيک با پودينگ نيست! .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tarta
-
تارت
Tarta gruszkowa i kawa.
تارت گلابي و قهوه.
تصاویر با "tarta"
عباراتی شبیه به "tarta" با ترجمه به فارسی
-
ضريب اصطكاك
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
-
اصطکاک
-
اصطکاکی
-
اختلاف · اصطکاک · حساسیت
-
القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
-
آرد سوخاری
-
اشراق · درک مستقیم · دریافت ناگهانی · شهود · فراست · کشف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن