ترجمه "tatuś" به فارسی
بابا, پدر, باب بهترین ترجمه های "tatuś" به فارسی هستند.
tatuś
noun
masculine
دستور زبان
zdrobn. tata [..]
-
بابا
noun masculineJej wydanie hobby tatusia, czyli polowania na dużą zwierzynę, jest bardziej ekstremalne.
تفريح کشتن بابا جون براي رسيدن به مرحله بعدي?
-
پدر
nounCi pracownicy to mamusie i tatusiowie amerykańskich dzieci.
این افراد شامل مادر و پدر های بچه های امریکایی میشوند.
-
باب
adjective noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tatuś " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tatuś
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tatuś" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tatuś در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن