ترجمه "tauryna" به فارسی

تورین, ثوری, گاوی بهترین ترجمه های "tauryna" به فارسی هستند.

tauryna noun feminine

pochodna aminokwasu cysteiny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تورین

    Brałeś pod uwagę skutki Tauryny na metabolizm mitochondrialny?

    تاثیرات تورین رو تو متابولیسم متوکندریایی در نظر گرفتی ؟

  • ثوری

    noun
  • گاوی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tauryna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tauryna
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تائورین

    związek chemiczny

اضافه کردن

ترجمه های "tauryna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه