ترجمه "trawienie" به فارسی

گوارش, زمان گذر, هض بهترین ترجمه های "trawienie" به فارسی هستند.

trawienie noun neuter دستور زبان

fizj. rozkładanie spożytego pokarmu na prostsze części, które mogą być łatwo pobrane przez układ pokarmowy; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوارش

    Regulują wszystko, zaczynając od częstości oddechów, przez bicie serca, po temperaturę ciała i trawienie.

    و در نتیجه باعث تنظیم همه چیز از نرخ تنفس، ضربان قلب، دمای بدن، تا سیستم گوارش میشوند.

  • زمان گذر

  • هض

  • هضم

    Pomaga w trawieniu ogromnej ilości jedzenia, które serwowane jest na weselach.

    این نوشیدنی به هضم غذاهای مراسم عروسی کمک می کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trawienie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trawienie" با ترجمه به فارسی

  • پودر برگ · پودر علف
  • تخمير سيرابي · گوارش سیرابی
  • اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · دُشگواري · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارش · يبوست
  • تخمیر · گوارش ميكروبي
  • رشد مجدد
  • سلولوزکافت · سلولولیز · هضم سلولوز · گوارش سلولوز
اضافه کردن

ترجمه های "trawienie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه