ترجمه "tusz" به فارسی
مرکب, جوهر, دوش بهترین ترجمه های "tusz" به فارسی هستند.
tusz
noun
masculine
دستور زبان
farba wodna używana zwykle do napełniania wkładów w długopisach; [..]
-
مرکب
noun -
جوهر
nounNigdy byśmy tego nie zauważyli bez zielonego tuszu.
و اگر ما آن جوهر سبز را نداشتیم، هرگز متوجه نمی شدیم.
-
دوش
noun -
مر کب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tusz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tusz" با ترجمه به فارسی
-
ریمل
-
بهكاربری لاشه
-
فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
-
شقهها · نيملاشهها
-
ارزش كشتار · ترکیب لاشه · كيفيت لاشه
-
شانهها (گوشت)
-
قطعات گوشت · مفاصل
-
لاشهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن