ترجمه "tusza" به فارسی
جسد, ستبری, لاشه بهترین ترجمه های "tusza" به فارسی هستند.
tusza
noun
Noun
feminine
دستور زبان
spoż. korpus zwierzęcia rzeźnego po sprawieniu [..]
-
جسد
noun -
ستبری
noun -
لاشه
nounTusze zwierzęce przygotowane do sprzedaży
لاشه حیوانات آماده بازار؛ دربرگیرنده ماکیان هم هست
-
ترجمه های کمتر
- وزن زیادی
- چاق
- چاقی
- گردن کلفتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tusza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tusza"
عباراتی شبیه به "tusza" با ترجمه به فارسی
-
ریمل
-
بهكاربری لاشه
-
فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
-
شقهها · نيملاشهها
-
جوهر · دوش · مر کب · مرکب
-
ارزش كشتار · ترکیب لاشه · كيفيت لاشه
-
شانهها (گوشت)
-
قطعات گوشت · مفاصل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن