ترجمه "twardy" به فارسی
صلب, مقاوم, پایدار بهترین ترجمه های "twardy" به فارسی هستند.
twardy
adjective
masculine
دستور زبان
nie miękki, nieuginający się pod naciskiem [..]
-
صلب
adjective -
مقاوم
adjective -
پایدار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- seft
- سفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twardy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Twardy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Twardy" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Twardy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "twardy" با ترجمه به فارسی
-
گندم سخت · گندم ماكاروني
-
تخته تراشهاي · تخته فشاري · تختههاي پولكي · تختههای خردهچوب
-
پنیر سفت
-
درایو دیسک سخت
-
ارزهای احتیاطی
-
دیسک سخت
-
میانچوب
-
ذرت دانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن