ترجمه "wąs" به فارسی
سبيل, سبیل بهترین ترجمه های "wąs" به فارسی هستند.
wąs
noun
masculine
دستور زبان
u ludzi: zarost nad górną wargą; [..]
-
سبيل
Ojciec Chrzestny powiedział dwa tygodnie temu, że dywizja ma konkurs zapuszczania wąsów.
پدرخوانده دو هفته پيش به ما گفت لشکري که سبيل داره جريمه بشه.
-
سبیل
nounOd tamtej chwili, aż do dzisiaj, moje życie toczy się wokół wąsów.
بنابراین از اون روز به بعد، زندگی من حول سبیل چرخید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wąs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wąs
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wąs" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wąs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wąs"
عباراتی شبیه به "wąs" با ترجمه به فارسی
-
سبیل · ویسکر
-
ویره
-
ساقههای خزنده
-
بروت · سبیل
-
پیچکها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن