ترجمه "wąsy" به فارسی
بروت, سبیل, سبیل بهترین ترجمه های "wąsy" به فارسی هستند.
wąsy
noun
masculine
دستور زبان
zarost nad górną wargą [..]
-
بروت
noun -
سبیل
nounOd tamtej chwili, aż do dzisiaj, moje życie toczy się wokół wąsów.
بنابراین از اون روز به بعد، زندگی من حول سبیل چرخید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wąsy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wąsy
-
سبیل
nounOd tamtej chwili, aż do dzisiaj, moje życie toczy się wokół wąsów.
بنابراین از اون روز به بعد، زندگی من حول سبیل چرخید.
-
ویسکر
تصاویر با "wąsy"
عباراتی شبیه به "wąsy" با ترجمه به فارسی
-
ویره
-
سبيل · سبیل
-
ساقههای خزنده
-
پیچکها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن