ترجمه "wąski" به فارسی
تنگ, باریک بهترین ترجمه های "wąski" به فارسی هستند.
wąski
adjective
masculine
دستور زبان
mający niewielką szerokość [..]
-
تنگ
adjectiveMający małą szerokość.
Skarbony nazywano trąbami, ponieważ u góry były węższe, a u podstawy szerokie.
این صندوقها را شیپور میخواندند، زیرا شکلی شیپورمانند داشت، صندوقهایی پهن با دهانهٔ تنگ.
-
باریک
adjectivePlastiki mają pokrywające się gęstości w bardzo wąskim zakresie.
پلاستیک ها دارای تراکم های هم پوشان در یک محدوده بسیار باریک هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wąski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wąski"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن