ترجمه "wadliwy" به فارسی
ناکارامد, معیوب, ناقص بهترین ترجمه های "wadliwy" به فارسی هستند.
wadliwy
Adjective
adjective
دستور زبان
mający wady, usterki, defekty, braki lub błędy [..]
-
ناکارامد
adjective -
معیوب
adjectiveWygląda na to, że głównymi powodami są wadliwy i źle używany sprzęt oraz okablowanie.
بنظر میرسد که علل اصلی حریق استفاده اشتباه از لوازم خانگی و سیم کشی معیوب می باشد.
-
ناقص
adjectiveTak więc percepcja jest wadliwa w każdym przypadku.
بنابراین درک ما در همه ی زمینه ها ناقص است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wadliwy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن