ترجمه "wina" به فارسی

جرم, تقصیر, گناه بهترین ترجمه های "wina" به فارسی هستند.

wina noun feminine neuter دستور زبان

czyn niezgodny z normami postępowania [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جرم

    noun

    To brzmi jak przyznanie się do winy, mecenasie.

    اين به نظر اقرار به جرم مياد ، آقاي وکيل.

  • تقصیر

    noun

    Poczucie winy, które towarzyszy błędom, może zostać zmyte.

    آن تقصیر که اشتباهات را همراهی می کند می تواند شسته شود.

  • گناه

    noun

    Wtedy wpadłem w najgorsze poczucie winy w życiu.

    و بعد از آن بزرگترین سفرهای احساس گناه و مجرمیت زندگی من وارد شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wina" با ترجمه به فارسی

  • شراب گازدار
  • شرابهای معطر · مشروبات معطر · ورموت
  • شراب برنج
  • باده · تاک · درخت انگور · راگون · شایعه · شراب · شرابها · مشروبات · مو · می · کاکا سیاه
  • کارخانههای شرابسازی
  • شرابهای گل سرخ · مشروبات گل سرخ
  • شرابهای قرمز · مشروبات سرخ · مشروبات قرمز
  • سیبابهها · شرابهاي سيب
اضافه کردن

ترجمه های "wina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه