ترجمه "wino" به فارسی

می, شراب, شرابها بهترین ترجمه های "wino" به فارسی هستند.

wino noun neuter دستور زبان

enol. kulin. napój alkoholowy powstający dzięki fermentacji owoców; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • می

    noun

    Poczucie winy, które towarzyszy błędom, może zostać zmyte.

    آن تقصیر که اشتباهات را همراهی می کند می تواند شسته شود.

  • شراب

    noun

    نوشیدنی الکلی که از تخمیر میوه مخصوصا انگور به دست میآید

    Póki mój brat żyje, będę pił tylko swoje własne wino.

    تا وقتی برادرم نمرده. تصمیم دارم فقط شراب خودم رو بنوشم.

  • شرابها

    Wyborne, odżywcze potrawy i szlachetne wino trafnie obrazują, że pokarm duchowy dostarczany przez Jehowę jest najwyższej jakości

    خوراکهای مغذی و مرغوبترین شرابها، کیفیت بالای خوراک روحانی را به تصویر میکشد که یَهُوَه برای ما فراهم میکند

  • ترجمه های کمتر

    • باده
    • تاک
    • درخت انگور
    • راگون
    • شایعه
    • مشروبات
    • مو
    • کاکا سیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wino"

عباراتی شبیه به "wino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه