ترجمه "wojskowy" به فارسی
سرباز, سپاهی, پرسنل نظامی بهترین ترجمه های "wojskowy" به فارسی هستند.
wojskowy
adjective
noun
masculine
دستور زبان
związany z wojskiem, dotyczący wojska [..]
-
سرباز
nounZ szacunkiem zwrócił się do dowódcy wojskowego: „Czy mogę ci coś powiedzieć?”.
او محترمانه از فرماندهٔ سربازان چنین سؤال کرد: «اجازه میدهید چیزی به شما بگویم؟»
-
سپاهی
noun -
پرسنل نظامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wojskowy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wojskowy"
عباراتی شبیه به "wojskowy" با ترجمه به فارسی
-
خصوصیسازی نیروهای مسلح
-
دکوراسیون نظامی
-
نیروی هوایی
-
عملیات نظامی
-
رزمایش
-
دادگاه نظامی
-
سازمان اطلاعات نظامی
-
پایگاه نظامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن