ترجمه "wrzeciono" به فارسی
سنبه, محور, میله بهترین ترجمه های "wrzeciono" به فارسی هستند.
wrzeciono
noun
neuter
دستور زبان
włók. obrotowe narzędzie ręczne lub część kołowrotka do nawijania przędzy; [..]
-
سنبه
noun -
محور
noun -
میله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrzeciono " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wrzeciono
-
دوک (نخریسی)
تصاویر با "wrzeciono"
عباراتی شبیه به "wrzeciono" با ترجمه به فارسی
-
دوک تقسیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن