ترجمه "wrzenie" به فارسی
جوشیدن, آبپز کردن بهترین ترجمه های "wrzenie" به فارسی هستند.
wrzenie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
fiz. przechodzenie ze stanu ciekłego w gazowy [..]
-
جوشیدن
verbW ten sposób zapewniamy sobie „ogień” do podtrzymania „wrzenia” i stale ‛pałamy duchem’ (odczytaj Dzieje 4:20; 18:25).
این فعالیتها باعث میشود که «آتشِ» لازم برای «جوشیدن» فراهم شود تا همواره «در روح شعلهور» باشیم. — اَعمال ۴:۲۰؛ ۱۸:۲۵ خوانده شود.
-
آبپز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrzenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wrzenie" با ترجمه به فارسی
-
رآکتور آب جوشان
-
التهاب · جوش · درجه جوش · دمل · نقطه جوش · نقطۀ جوش · هیجان · کورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن