ترجمه "ziele" به فارسی
اندازه, بوته, حشیش بهترین ترجمه های "ziele" به فارسی هستند.
ziele
noun
neuter
دستور زبان
bot. roślina o nietrwałych, nadziemnych pędach [..]
-
اندازه
nounTaki z niego Europejczyk, jak z ziela angielskiego.
آره ، به اندازه ی " باب انگلیسی " اروپاییه.
-
بوته
noun -
حشیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- درجه
- شاهدانه
- کنف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ziele " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ziele"
عباراتی شبیه به "ziele" با ترجمه به فارسی
-
سبزی · گیاهی
-
پنیر
-
ادویهها · گياهان پختنی خشكشده
-
فلفل کبیر · پودر فلفل جامائیکایی
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
-
بادرنجبویه · پونه
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
-
رستنيهاي دارويی · گياهان داروسازي · گیاهان دارویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن