ترجمه "zioła" به فارسی
سبزی, گیاهی بهترین ترجمه های "zioła" به فارسی هستند.
zioła
noun
mięta, rumianek i szałwia [..]
-
سبزی
nounهر نوع گیاهی که به خاطر خوشعطر یا خوشطعم بودن به عنوان غذا ، طعم دهنده، دارو، یا عطردهنده مورد استفاده قرار میگیرد
-
گیاهی
nounPrzyniosłam ci trochę ziół, które pomogą.
یه خوب شدنت یه کم داروی گیاهی آوردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zioła " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zioła
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Zioła" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zioła در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "zioła" با ترجمه به فارسی
-
اندازه · بوته · حشیش · درجه · شاهدانه · کنف
-
اسپرم · اندازه · بوته · حشیش · درجه · شاهدانه · علف · کنف · گیاه · گیاه دارویی
-
پنیر
-
ادویهها · گياهان پختنی خشكشده
-
فلفل کبیر · پودر فلفل جامائیکایی
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
-
بادرنجبویه · پونه
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن