ترجمه "Batedeira" به فارسی
همزن, مخلوطکن, میکسر بهترین ترجمه های "Batedeira" به فارسی هستند.
Batedeira
-
همزن
Às vezes, juntavam duas cordas transformando-as numa só, mas podiam separá-las e transformá-las numa espécie de batedeira.
گاهی میتوانستند دو طناب بگیرند و مثل یک طناب با هم بتابانند، اما میشد آنها را جدا کرد و مثل تخممرغ همزن روی هم تاباند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Batedeira " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
batedeira
noun
feminine
دستور زبان
-
مخلوطکن
-
میکسر
عباراتی شبیه به "Batedeira" با ترجمه به فارسی
-
جیببر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن