ترجمه "bater" به فارسی
زدن, با چوب زدن, تازیانه زدن بهترین ترجمه های "bater" به فارسی هستند.
bater
verb
دستور زبان
Dar um mais golpes com um movimento rápido. [..]
-
زدن
verbNuma última tentativa, cada bater das asas, é uma batalha desesperada contra os ventos gelados.
در صعود نهايي ، هر بال زدن مبارزه اي بسيار سخت در مقابل بادهاي بسيار سرد است.
-
با چوب زدن
verb -
تازیانه زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- تکان دادن
- جم خوردن
- درهم شکستن
- زخم زبان زدن
- شلاق زدن
- كوبيدن
- پرت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bater" با ترجمه به فارسی
-
اسب جنگی · شارژر باتری
-
مشمئز شدن
-
درام
-
بزن به تخته
-
پرورش جوجه
-
باتری · تبل · درام
-
به یک باتری احتیاج دارم
-
اعلام کردن · افرین گفتن · ندا دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن