ترجمه "Feiticeiro" به فارسی

جادو, جادو گر, مجوسی بهترین ترجمه های "Feiticeiro" به فارسی هستند.

Feiticeiro
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادو

    noun

    Mas nem toda magia e feiticeiros são os mesmos.

    اما همه ي جادو ها و همه ي جادوگرها.مثل همديگه نيستن

  • جادو گر

    noun

    Não vão acreditar, mas era feiticeiro.

    شما هرگز این خواهد باور اما من یک جادو گر بود.

  • مجوسی

    noun
  • نابغه

    noun

    Agora és um feiticeiro?

    اوه پس تو الان يه نابغه اي ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Feiticeiro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

feiticeiro noun masculine دستور زبان

Pessoa que pratica magia ou feitiçaria. [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادوگر

    Eu desejo ser o mais poderoso feiticeiro do mundo.

    آرزو ميکنم که به بزرگترين جادوگر عالم تبديل بشم !

  • نابغه

    noun

    Pessoa que pratica magia ou feitiçaria.

    Agora és um feiticeiro?

    اوه پس تو الان يه نابغه اي ؟

  • جادو

    noun

    Mas nem toda magia e feiticeiros são os mesmos.

    اما همه ي جادو ها و همه ي جادوگرها.مثل همديگه نيستن

  • ترجمه های کمتر

    • جادو گر
    • جادوگ
    • حادوگر
    • خائن
    • ساحر
    • ساحره
    • طلسم کننده
    • مجوسی

عباراتی شبیه به "Feiticeiro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Feiticeiro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه