ترجمه "feito" به فارسی

کار, کردار, اعمال بهترین ترجمه های "feito" به فارسی هستند.

feito adjective verb noun adverb interjection masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    Eu já te disse de novo e de novo para não fazer isso.

    بارها و بارها بهت گقتم این کار رو نکن.

  • کردار

    noun

    12 Ocasionalmente talvez nos irrite o que outros dizem e fazem.

    ۱۲ گفتار و کردار مردم ممکن است ما را ناراحت کند.

  • اعمال

    noun

    Eu sei que eu fui uma das dez primeiras pessoas a fazer essa cirurgia.

    من میدونم که یکی از ده نفر اولی بودم که این عمل را داشته.

  • ترجمه های کمتر

    • دست یابی
    • عمل
    • فتح نمایان
    • قباله
    • کار برجسته
    • کمال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "feito" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه