ترجمه "Pele" به فارسی

پوست, لایه زیرین پوست, پله بهترین ترجمه های "Pele" به فارسی هستند.

Pele
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    A pele das costas é mais grossa, com poros pequenos.

    پوست پشتمان ضخیمتر است و منافذ ریز دارد.

  • لایه زیرین پوست

    noun

    A chave para a sobrevivência estava no seu filtro solar pessoal, fabricado sob a pele: a melanina.

    کلید زنده ماندن در کرم ضد آفتاب خودشان که در لایه زیرین پوست میباشد نهفته است: ملانین.

  • پله

    noun

    Sim, pela escadaria dos fundos.

    آري ، راه پله اي ديگر هم هست.

  • پوشش اندام

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pele " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pele noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    یکی از بزرگ ترین اعضای بدن

    A pele das costas é mais grossa, com poros pequenos.

    پوست پشتمان ضخیمتر است و منافذ ریز دارد.

  • چرم

    noun

    Ele agora pode cortar pele dura de animais.

    الان کانزی می تواند چرم محکم را ببرد.

  • پوست میوه

  • ترجمه های کمتر

    • pust
    • خز
    • خلال
    • روپوست جانوري
    • لایه زیرین پوست
    • ميانپوست
    • نرده چوبی
    • پمست
    • پوست خام
    • پوست سبزی
    • پوست کندن
    • پوشش اندام
    • پينه
    • کندن

تصاویر با "Pele"

عباراتی شبیه به "Pele" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pele" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه