ترجمه "Pelo" به فارسی
خز, مو, خز بهترین ترجمه های "Pelo" به فارسی هستند.
Pelo
-
خز
nounFilamento, composto em grande parte de ceratina, que cresce na pele de alguns animais e dos humanos
Gosto de ir para além da pele, das penas e das escamas.
دوست دارم از خز و پر و فلس بگذرم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pelo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pelo
noun
abbreviation
verb
masculine
دستور زبان
-
مو
nounNa última fase deste processo a pele enruga-se e aparecem os pelos.
در آخرین مرحله این فرآیند، پوستشان باز می شود و مو بر بدنشان جوانه می زند.
-
خز
nounGosto de ir para além da pele, das penas e das escamas.
دوست دارم از خز و پر و فلس بگذرم.
-
روکش
nounE este revestimento transparente na pele?
در مورد اين روکش روي پوست چي ميگي ؟
-
ترجمه های کمتر
- پت
- کرک
عباراتی شبیه به "Pelo" با ترجمه به فارسی
-
جانوران خزدار · جانوران خزپوش
-
فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
-
رنگ پوست انسان
-
لایه زیرین پوست · پله · پوست · پوشش اندام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن