ترجمه "Portal" به فارسی

پورتال وب, سردر, درگاه بهترین ترجمه های "Portal" به فارسی هستند.

Portal
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پورتال وب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Portal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

portal noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سردر

    De 2 (termo de arquitetura)

  • درگاه

    noun

    A internet tornou-se um portal para um outro mundo mágico.

    و اینترنت درگاه ما به این دنیای جادویی دیگر شد.

  • پورتال

    Por isso que é Ward falou no portal.

    همین دلیل است که بخش پورتال ذکر شده است.

  • چهارچوب

    noun

    18 O sangue do cordeiro aspergido nas ombreiras e na parte superior do portal das casas foi um meio para salvar vidas.

    ۱۸ خون برّهای که اسرائیلیان در مصر بر چهارچوب درِ خانه مالیدند باعث نجات جان نخستزادگانشان شد.

تصاویر با "Portal"

عباراتی شبیه به "Portal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Portal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه