ترجمه "portar" به فارسی
بردن, درگاه بهترین ترجمه های "portar" به فارسی هستند.
portar
verb
دستور زبان
-
بردن
verbE esses tubarões não estão derrubando portas pelo simples prazer disso, estão?
و اين کوسه ها فقط بخاطر لذت بردن اينکارو نميکنن
-
درگاه
nounEnquanto se inclinava através de uma porta baixa.
اين اتفاق وقتي پيش اومده که داشتن از يک درگاه کوتاه وارد ميشدن !
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "portar" با ترجمه به فارسی
-
پستان بند
-
محصولات زراعی پیوندی
-
هفت تیر
-
روبان · پستان بند
-
درگاه های ارتباطی
-
کشتی کانتینری
-
درگاه های ارتباطی
-
عادت چندساله · عادت چندساله (گیاهان) · محصولات زراعي چندساله · چندسالهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن