ترجمه "Safari" به فارسی

سافاری, سفری بهترین ترجمه های "Safari" به فارسی هستند.

Safari
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سافاری

    Safari (navegador)

    Fora de Nollywood, a imagem de África continua congelada no modo antigo da "National Geographic" e na perspetiva do safari.

    بیرون از نالیوود، تصویر آفریقا در همان حالت قدیمی به سبک نشریه «نشنال جغرافی» و با دورنمای سافاری متوقف مانده است.

  • سفری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Safari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Safari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه