ترجمه "safira" به فارسی
یاقوت کبود ترجمه "safira" به فارسی است.
safira
noun
feminine
دستور زبان
-
یاقوت کبود
نيلا
Que ela havia nascido em água de rio com aroma de sândalo, doce língua de mel e safira, ela era demais para os gananciosos.
او در آب رودی با رایحه چوب صندل متولد شد، زبانی عسلی و شیرین چون یاقوت کبود، او لقمهای بزرگتر از دهان بود برای آزمندان.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " safira " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "safira"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن