ترجمه "amarelo" به فارسی

زرد, zard, اصفر بهترین ترجمه های "amarelo" به فارسی هستند.

amarelo adjective noun masculine دستور زبان

Que tem a cor da gema do ovo, do limão ou do ouro.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • زرد

    noun

    Que tem a cor da gema do ovo, do limão ou do ouro.

    Ele mora na casa amarela.

    او در آن خانه زرد زندگی می کند.

  • zard

  • اصفر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ترسو
    • زردی
    • عنبر
    • کهربا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " amarelo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Amarelo
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصفر

    noun
  • زردی

    noun

    Nosso transporte público não funciona, então existem ônibus privados amarelos que normalmente causam acidentes.

    حمل و نقل عمومیمان به خوبی کار نمیکند، به همین دلیل ما اینچنین اتوبوسهای خصوصی سبک زردی داریم. که غالبا باعث تصادفات میشوند.

تصاویر با "amarelo"

عباراتی شبیه به "amarelo" با ترجمه به فارسی

  • کتاب اول
  • جا زدن
  • صدفهای خوراکی
  • ذرت · رنگ زرد لیمویی
  • براسيكا راپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسیکا کامپستریس · توريا · خردل مزرعهاي · سارسون · شلغم هندي · كلزاي هندي · کلم زراعی
  • باقلاي زرد · لوپینوس لوتئوس
  • آلوئه كرئوله · آلوئه مالگاكه · شاهدانه موریتیوس · فورکرئا ژیگانتئا
  • شيرينشبدر زرد
اضافه کردن

ترجمه های "amarelo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه