ترجمه "batalhar" به فارسی
جنگ کردن, جنگیدن با, مبارزه کردن بهترین ترجمه های "batalhar" به فارسی هستند.
batalhar
verb
دستور زبان
-
جنگ کردن
verb -
جنگیدن با
verb -
مبارزه کردن
verbEstávamos a lutar a nossa batalha mais violenta, a correr pela minha cidade.
تو سخت ترين جنگمون درگير شديم تو کل شهر مبارزه کرديم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batalhar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "batalhar" با ترجمه به فارسی
-
نبرد بریتانیا
-
نبرد ایسوس
-
نبرد گرانیک یا گرانیکوس
-
نبردهای قرون وسطی
-
نبرد ترموپیل
-
کوشش کردن
-
تنازع · جدال · جنگ · حرب · رزم · ستیزه · مبارزه · نبرد · نزاع · پیکار · کشاکش · کشمکش
-
میدان جنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن